تبليغاتX
ابهر بلاگ نیوز - ابهر در گذر تاريخ

ابهر یکی از شهرهای دوران پادشاهی سلسله کیانیان است. در تعیین بانی اولیه این شهر باستانی میان مورخین اسلامی وحدت نظر وجود ندارد. بعضی از تاریخ نگاران مانند ذکریا بن محمود قزوینی ( متوفی 675 هـ . ق. ) بینانگذار ابهر را را شاپور ذوالاکتاف می داند. عده ای از پژوهشگران مانند حمداله مستوفی متوفی ( 750هـ . ق ) مورخ نامی در کتاب جغرافیایی نزهت القلوب احداث ابهر را به دست کیخسرو بن سیاوش کیانی دانستند و پاره ای هم مانند یاقوت حموی ( متوفی 658 هـ . ق . ) در معجم البلدان بانی شهر ابهر را داراب بن داراب بن بهمن کیانی ( داریوش سوم هخامنشی ) معرفی کرده و نوشته که به دستور او قلعه ای در ابهر ساخته شده است.

به این ترتیب از تاریخ احداث قلعه تپه ( تپه دارا ) و شهریت ابهر در روزگار داراب شاه کیانی آخرین پادشاه هخامنشی حدود 2768 سال سپری گردیده. ولی مطالعات باستانشناسی انجام شده در این منقطه بیانگر این واقعیت است که ( اوهر ) از پنجهزار سال قبل بصورت ( دهات ) بطور لاینقطع مورد استفاده انسانی قرار داشته است. – مؤلف آقاجان فخیمی در کتاب تاریخ ابهر )

آنچه که از مضامین گوناگون و روایات مختلف استنباط می شود. هر کدام از سلاطین نقشی و سهمی در آبادانی این شهر کهن داشته اند. لازم به یادآوری است که زمان زیستگاه شدن ابهر از دورانهای قبل از این سلسله بوده این شهر به دلایل طبیعی، وجود آبهای فراوان، هوای مناسب، زمین های حاصلخیز، لااقل از هزاره سوم پیش از میلاد محل نشو و نمای اقوام مختلف بوده از جمله مادها و نام اوهر که در حدود العالم بکاررفته به معنای تنگ کردن و بستن آبها برای مشروب نمودن مزارع و چرخاندن آسیابهای آبی کم و بیش چنین معانی را تداعی می کند. شاگرد اثیر الدین ابهری، ذکریا قزوینی در آثار البلاد می نویسد:     " ابهر شهری است تابع الجبال از بناهای شاپور ذوالاکتاف. گویند زمینی که شهر روی آن ساخته شده چشمه سارهایی بوده که از صدها سوراخ و سنبه  آن آب می جوشیده این سوراخها را با پشم و چرم سد کردند و خانه ها را چشمه های پشم آلو بنا نهادند، منظر شهر از بیرون زیباتر از اندرون است. شهر ابهر هوای سازگار دارد آبش گوارا، باغات و میوه شهر ابهر شهرت جهانی دارد، از فرآورده های میوه و سردرختی انگور، گلابی و گردکان ممتاز که از انواع میوه جات دارای اکثریتند.

------   

" داراب شاه کیانی و ابهر "

دارلابن داراب ابن بهمن که به روایتی بنیانگذار ابهر است. و به دستور او قلاع مهمی در این شهر ساخته شده که وسعت هر کدام از آنها بالغ بر شش هزار متر مربع بوده..

ابهر در زمان ساسانیان

از وضع شهر ابهر قبل از اسلام و دوران باستان اطلاعات اندکی در دست داریم زیرا کتب تاریخی آن زمان به دست حوادث محو و نابود گردیده و مورخین اسلامی هم اشاره مستدلی به چگونگی امر نکرده اند.

مورخین شرق و غرب از عظمت و جلال ایرانیان مطالبی نوشته اند. شاردن سیاح فرانسوی ابهر را همان شهر ( بارونت ) مورخین باستان دانسته است.

تاریخ خبری از بنای شهرهای زیادی رابه پادشاهان ساسانی نسبت داده است. البلدان این فقیه می نویسد:| شاپور فرزند اردشیر بایکان قزوین را ساخت. و پادشاپور نام نهاد. و همانا آن شهری بود که در میان رودخانه های فرو رود یا خررود و ابهر رود می ساختند. مشهور است که شاپور ذوالاکتاف ابهر را نیز بر فراز چشمه ای که آنها را با پوست گاو و پشم بسته بود پی افکند. نخست بر روی آن سکویی بساخت آنگاه دژ را بر روی آن سکو بیفراست.

مادام دیولا فوا شهر زنجان را هم از ساخته های ارشیر دانسته می نویسد: " این شهر ( زنجان ) افتخار دارد که توسط اردشیر بابکان سر سلسله ساسانیان به وجود آمده است. "

شهر ابهر در آن زمان فوق العاده آباد و از رونق اقتصادی و تجاری خوبی برخوردار بوده است. کشف قطعات زیر خاکی و گچ بریهای جالب مربوط به این دوران در تپه ( خَنْدْفر) واقع در شمال شرقی تاکستان فعلی را می توان نشانه های بارزی از آبادانی این ناحیه در دوران باستان دانست. در بین دو رودخانه ( ابهر رود و خرارود ) که نقاطی چون ابهر، تاکستان، ضیاء آباد، فارسجین، نهاوند، ساج، مشکین را در برگرفته موقعیت و اهمیت بس مهمی را دارا بود ه اند.

شیخ علی فلسفی 137 می نویسد: " در میان شهر ابهر قلعه بسیار محکمی جای دارد که شاپور ذوالاکتاف آنرا در سال (5295 ) بعد از هبوط حضرت آدم (ع) بنا کرده است. ( مطابق نوشتجات پیامبر اکرم (ص) در سال 6163 بعد از هبوط حضرت آدم (ع) متولد شده اند. )

" فتح ابهر بدست اعراب "

کتاب تاریخی فتوح البلدان بلاذری می نویسد:" ابهر در سنه 24 هجری به ایام خلافت عثمان ابن عفان فتح گردید. در این وقت مغیره بن شعبه ( همان شخص منافقی که با فتنه انگیزی گوناگون پراکندگی سپاه امام حسن (ع) را فراهم کرد و در دستگاه معاویه بن ابی سفیان با سمت مصاحب و مشاور با عمر بن عاص همکاری نمود. ) از طرف مقر خلافت با قوای کافی مامور همدان بود. به ابهر حمله و هجوم آورد. چون اهالی ابهر در مقابل قوای عرب سرسختی نشان دادند و مقاومت نمودند مغیره مجبور به عقب نشینی شد و پس از تجهیز و تقویت قشون از قوای مقیم ری هم استمداد نموده پس از زد وخورد زیاد اهالی ابهر اسلام را قبول نمودند. بلاذری  در جای دیگر فتح ابهر را به دست مسلمین به این نحو بیان می دارد: هنگامی که مغیره ابن شعبه والی کوفه شد. برّاء ابن عازب را والی قزوین نمود. و به وی امر کرد بدان سوی برود، و پیش از این محل جنگ دشتی بود. پس بّراء به همراهی حنظله بن زید الخیل طایی روان شد تا به ابهر رسید. بر دژ آن بلد بایستاد و این دژی بود که بعضی عجمان روی چاههایی بنا کرده بودند. اهل دژ با وی بجنگیدند پس امان خواستند بّراء ایشان را با همان شرایطی که هذیفه بن یمان برای اهل نهاوند منظور داشته بود امان داد. و به همان قرار با ایشان صلح کرد و به ارض ابهر چیره شد. ولیکن کامل التواریخ ابن الاثیر در جزء سوم ص 11 کتاب خود، فتح ابهر بدست اعراب را در سنه 22 هجری ضبط کرده که با تاریخ مامطابقت ندارد.

 

ابهر در سده چهارم:

در سده چهارم ابهر دردست یوسف بن ابو الساج بود سپس به قلمرو دیلمیان درآمد. و در سال 386 هجری به دست و هسودان بن سالار محمد بن مسافر از دودمان آل مسافر در آمد. در سال 420 هجری سلطان محمود غزنوی به ری و قزوین در آمد، ابراهیم بن مرزبان از در فرمانداری آمده و ولایت را از جنگ و غارت رهانید. در جنگهایی که بین دیلمان و قشون اسلام جریان داشت برخی از شاعران عرب داخل قشون بودند و این شعرا در اشعار و قصیده های خود یادی از خاطرات خود با دیلمان کرده اند.

کثیر ابن شهاب والی ری در زمان معاویه با مسلمانان به جنگ دیلمان رفت حجاج شاعر معروف عرب نیز درمیان سپاه او بود. این شاعر یکی از دیلمان راکشته جامه ی او را کنده بود، کثیر آن جامه را از او گرفت ودستورداد او را در قلعه ابهر زندانی کردند. حجاج شاعر دراین زمینه اشعار جالبی دارد که ما ترجمه فارسی آنرا می نگاریم. « دخترم سِلمی از همسفران سراغ پدر را می گیرد. نمی داند که پدرش در زندان است. دخترم سِلمی سراغ مرا از یارانم مپرس. چه من در ابهرم نه در جنگ و غافله مگر من نبودم که آن دیلمی را که بزرگ آنان بود ضربت زدم و با او جنگیدم در حالی که او مسلح به نیزه بود. »

ابن حوقل جغرافیدان عرب در قرن چهارم ابهر را کردنشین دانسته می گوید: " آب ودرخت فراوان و گندم بسیار دارد. قلعه ای محکم که بر صفه ای بنا شده آنرا حفاظت می کند. دلسترنج. جغرافیای تاریخی سرزمینهای خلافت شرقی . ص. 239 " 

صاحب نزهت القلوب که از طرف خواجه رشید الدین فضل الله وزیر دانشمند سلطان الجایتو به پیشکاری امور مالیاتی ابهر، زنجان، طارمین، قزوین، منصوب گردیده می نویسد:" ابهر از اقلیم چهارم. طولش از جزایر خالدات فُدْلْ  و عرض از خط استوا لوم کیخسروبن سیاوش کیانی ساخته و برادرش اسکندر رومی به اتمام رسانیده و بر آن قلعه، قلعه ای دیگر بهاء الدین حیدر از نسل اتابک نوشتکین شیر گیرسلجوقی ساخت. وبه حیدریه موسوم کرد. دورباروی آن شهر 5500 گام است. ( هر گام حدود 45 سانتی متر ) هوایش سردسیر و آبش از رودخانه ای که از حدود سلطانیه بر می خیزد و در ولایت قزوین می ریزد. غله و میوه آن بسیار نیک اما نانش سخت و نیک نبود.  پنبه کم آید، امرود سجستانی و آلوی بوعلی و گیلاس نیک است. مردم آنجا سفید چهره و شافعی مذهبند. و تملّق بر طبیعت ایشان جاری و غالب بود. ( احترام به بزرگان روش دیرین ابهریان است به غریب نوازی و میهمان نوازی معروفند متاسفانه آقای مستوفی احترام را تملق حساب کرده )

بر ظاهر آن شهر مزار شیخ ابوبکر ابهری ابن طاهرطیان ( همان ابوبکر ابهری عبداله بن طاهری بن حارث طایی متوفی 330 هـ . ق است که در جنوب ابهر در صومعه خویش مدفون گردیده ) است.  ولایتش 25 پارچه دید و حقوق دیوانی آن شهر با ولایتش یک تومان و چهار هزار دینار می باشد. ( تومان لغتی است مغولی به معنی ده هزار، در آمد دولت هم با تومان سنجیده می شد. مناطقی که شمار مردان جنگی آنها به ده هزار نفر می رسید یک تومان می گفتند و فرمانده آنها را امیر تومان می نامیدند. )

در کتاب گنج دانش از کتب جغرافیایی فرانسه نقل کرده که ابهر خانه های عالی کم  از هزار و صد ندارد. درتاریخ از هنگام غلبه اسکندر بر ایران تا پایان عهد ملوک الطوایف و اشکانیان چیزی دردست نداریم. قریب 500 سال از میان تواریخ به کلی افتاده و محو شده است. از جمله اسکندر در مسافرت مغرب زمین که دفعه اول به بابل آمد. سنه 373 ق.م پس از فتح ایران وترکستان و قسمتی از هندوستان آنوقت این شهر یعنی ابهر درمرکز ممالک واقع شده و می خواست که ( دارالملک ) قرار دهد. ( جالب توجه است که ابهر حدود 2768 سال قبل چنان بزرگ و آباد بوده که استعداد پایتخت شدن را داشته است. )

کتاب گنج دانش از تالیفات محمد تقی المتخلص به حکیم در زمان ناصر الدین شاه است.

نوشته شده توسط مهدی در جمعه بیست و دوم خرداد 1388

لينك مطلب

فرم تماس با مدیر


 


کپي برداري از مطالب وبلاگ فقط با ذکر منبع مجاز ميباشد .

All Rights Reserved 2005-2006 © by abhar-news.blogfa.com

Design This Web By mahdi @ Ver:2.00 POWERED BY BLOGFA.COM

* نام و نام خانوادگی :
آدرس وب سایت :
* آدرس ایمیل:
سن :
شهر :
تلفن :
آدرس :
نحوه تماس با شما: تلفن: آدرس ایمیل
نحوه آشنایی شما با ما:
موضوع پیام:
*پیام: